عزیز دل مامان و بابا، ساریناعزیز دل مامان و بابا، سارینا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

سارینا تموم هستی مامان و بابا

بالاخره ایستادی...

1390/9/2 2:55
نویسنده : مامان محدثه
201 بازدید
اشتراک گذاری

 عسل مامان، از وقتی که ٧ ماهگی ات رو پر کرده ای و پا توی ٨ ماهگی ات گذاشته ای، خیلی سعی می کردی که نیم خیز بایستی و به خاطر این کارت بعضی مواقع دستت سر می خورد و به زمین می افتادی .

دیروز سه شنبه ( ١/٩/٩٠) از صبح دائما هر جایی دستت می رسید رو می گرفتی و نیم خیز بلند می شدی و چند باری هم به زمین افتادی و گریه ات دراومدشِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے . شب هم مامان جونی و بابا جونی شون خونه ما بودن، موقع شام خوردن دائما کمد رو می چسبیدی و می خواستی که بلند بشی ولی نمی شد:

عسل

شکر

نبات

 

بعد از شام که بابا جونی شون رفتن، من و بابایی ناگهان متوجه شدیم که داری خودت رو به کمک پشتی بلند می کنی، بعد از تلاش خودت بدون این که کمکت کنیم تونستی بایستی و من که از دور داشتم نگاهت می کردم بعد از بلند شدنت یه جیغ بلند زدم و شروع کردم به دست زدن و قربون صدقه ات که تو یه لحظه که صدای جیغ من و شنیدی ترسیدی و به سمت صدای من برگشتی که ناگهان به زمین خوردی ولی خدا رو شکر گریه نیفتادی .   

تا آخر شب من و بابایی به هر ترفندی بود چند بار تو رو تشویق برای ایستادن کردیم که دخملی من به کمک در و دیوار موفق می شد که بایسته و ما هم که هر دفعه نسبت به دفعه قبل بیشتر ذوق می کردیم .

آخر شب هم تو رو حموم بردیم و خانومی بعد از حموم و چند دفعه شیر خوردن به خواب رفت و مشتاقانه منتظر صبح بودم که دوباره ایستادنت رو از نزدیک ببینم...

این هم چند تا عکس از لحظه به لحظه اون اتفاق مهم:

فدات بشم

قربونت بشم

خییییلی ماهی

با عرض معذرت توی عکس پایین به خاطر جیغ من ترسیدی و افتادی زمین:

سارینا جون مامان

خدا رو شکر با دیدن توپ ها و اسباب بازی هات گریه نکردی و خانوم بودی:

دختر منی     مال منی

 

من و بابایی دیشب برای هزارمین بار خدا رو شکر کردیم که فرزندی سالم به ما هدیه داده ...

 

 

 

 منتظر قدم های کوچکت می مانیم...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

راحله
2 آذر 90 7:38
ناااااااااااازی چه خوشمله دخملمووووون ایستادنت مبارک نینی ناناز
سحر و بهار
2 آذر 90 8:44
عزيزم تبريك ميگم ايستادنت رو ايشالا كه به زودي زود راه ميافتي
مامان مهراد
2 آذر 90 12:31
عزیزم جوابو برات تلگراف کردم امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم لینکتون کردم
مامان طاها
2 آذر 90 12:56
عکس نی نی های بهاری تو وبلاگه طاهای من سلام به همه مامانهایی که نی نی هاشونو تو بهار 90 به دنیا آوردن. من در نظر دارم عکسه تمام نی نیهای بهاری رو با آدرس وبلاگشون تو وبلاگه محمد طاها بزارم اینجوری زودتر و بهتر با مامانهای بهاری و نی نیهاشون زودتر آشنا میشیم و میتونیم از نظراته همدیگه استفاده کنیم هر کی مایل به این کاره تو قسمت نظرات وبم نظر بده که با عکس نی نیه اون شروع کنیم
هدی کوچولو
2 آذر 90 17:36
سلام خوبین ؟؟؟ آخی چه ناز نازی من عااااااشق نی نی هام قلفونشون
مامان ماهور
3 آذر 90 12:19
عزيزم تقريبا هم سن ماهور مني لينكت ميكنم هميشه ببينمت